• بسم الله الرحمن الرحیم

کلاس معرفت

بهترين هديه اي که مي تونستم از مادر شهيد حلاجيان بگيرم همان جمله بود. «علي آقا هم منتظرتون بود.» عکس شهيد که جلوي در بود کل زاويه ديدم رو پر کرده بود. امروز که رفتم خونه شهيد حلاجيان، علي آقا منتظرم بود. اشک شادي من بهترين پذيرايي بود براي اين مهماني کوتاه. هفته ي شهدا بهترين هفته از هر سال خواهد بود. حالا من منتظر علي آقا مي مونم. تو تمام مراسم ها و نمايشگاه…

ادامه مطلب …

هسته های آلبالو

آقاي پدر سلام، اميدوارم حال شما خوب باشد و از كارهاي بد من ناراحت نباشيد. (خودم مي‌دانم كه مامان منصوره هميشه چُغليم را مي‌كند) ديروز خانم معلممان گفت: عليرضا گريه نكن بابايت بر مي‌گردد. ولي آخر من كه براي شما گريه نمي‌كردم، همه‌اش تقصير اين سيدمحمد است. هسته ‌هاي آلبالو خشكه‌اش را فوت مي‌كند به من، دفتر مشقم را هم كثيف شد، از همه بدتر آلبالو خشكه‌ها بود كه لو رفتند، فردا قرار است خانوم…

ادامه مطلب …

این فصل ها …

اين فصل را با من بخوان باقي فسانه است اين فصل را بسيار خواندم عاشقانه است هفته شهدا تنها هفته‌ي مدرسه است که درس‌هايش باور کردني نيست يا لااقل باور کردن مطالبش سخت است. اما وقتي مي‌بينم اين ماجراها خيلي از من دور نيست سعي مي‌کنم باورشان کنم. نمي‌شود مين‌هاي خنثي نشده‌ي مناطق جنگي را باور نکرد يا جنازه‌هايي را که سنگيني تانکي را تحمل کرده يا … اگر اجازه بدهيد مطالب هفته شهدا را…

ادامه مطلب …

شور …

نوشتن از هفته شهدا خيلي سخته، طولش يک هفته است اما به اندازه ي يک سال فکر آدم رو مشغول مي کنه. صحبت ها، اتفاقات، سختي ها، شيريني‌ها و اشک ها … همه شون خاطرات هفته شهدا رو تشکيل ميدن. يادش به خير چهارشنبه ي هفته شهداي امسال يکي از سخت ترين و قشنگ ترين روزهاي مراسم بود. سخنران چهارشنبه آقاي داوودآبادي بود. همه اش نگران بودم مشکلي تو اجراي مراسم پيش نياد. قرار بود…

ادامه مطلب …

فصل ها برای نسلی دیگر

چه کسي مي داند جنگ چيست؟ چه کسي مي داند فرود يک خمپاره قلب چند نفر را مي درد؟ چه کسي مي داند هر سوت خمپاره فردا به قطره ي اشکي بدل خواهد شد و اين اشک جگرهايي را خواهد سوزاند؟ کيست که بداند جنگ يعني سوختن، ويران شدن؛ آرامش مادري که فرزندش را همين الآن با لالايي گرمش در آغوش خود خوابانيده؛ نوري، صدايي، ريزش سقف خانه، و سرد شدن تن گرم کودک در…

ادامه مطلب …

اعلام برنامه !

سلام. تصويري که ملاحظه مي‌کنيد، مربوط به يکي از مهمترين جلسات نمايشگاه امسال است. اين را نشانتان مي‌دهم که مطلع باشيد تا چند وقت قرار است خاطرات هفته ي شهداي ۸۳ را اينجا ببينيد. از بم که برگشتم شروع مي کنم. اگر خدا خواست …

ادامه مطلب …

این فصل را با من بخوان

در کتاب قطور تاريخ فصل جديدي به نام انقلاب اسلامي و به نام انسان نوشته شده است. اين فصل از جنس بهار است ولي به رنگ سرخ نوشته شده و خزاني به دنبال ندارد. اين فصل داستان تجديد عهد انسان در روزهاي پاياني تاريخ است و با رنج و خون نوشته شده است. خون خزان ندارد، رنج هم، اشک هم … از کودکي تا حال افسانه هاي زيادي شنيده ايم. قصه هاي زيادي خوانده ايم….

ادامه مطلب …