• بسم الله الرحمن الرحیم

و اما صد و یک

صد و يك تنها تعريف ما از عيد نوروز شده مسافرت جهادي. ديگه با نوروز تهران غريبه ايم. اميدوارم به اين زودي ها مجبور نشم تو غربت بمونم. صد و يك داريم  مي ريم بهشت زهرا براي ديد و بازديد. داريم مي ريم پيش آشناهامون. اميدوارم شفاعت مون كنن. كاش مي شد يه سر هم بهشت فاطمه اردبيل بريم. صد و يك چقدر ديشب سر و صدا بود. بعد از اين همه سال كه چهارشنبه…

ادامه مطلب …

مسافرت جهادی 84 – دلوار

نوروزهاي زيادي را بوشهر بوديم. تا جايي که من يادمه مدرسه که بوديم مسافرت سال ۷۶ بندر ريگ بود. ۷۷ خورموج. ۷۸ کاکي. ۷۹ جم. ۸۱ مدرسه شبانکاره بود و ما رفتيم باغان. امسال هم بعد از دو سال دوري از بوشهر رفتيم دلوار و سري زديم به روستاهاي محمد عامري، باشي، بربو، بوجيکدان، گرگور، زيراهک و بريکان. جاي همه ي دوستاني که نبودند حسابي خالي بود. امسال نهمين سالي بود که سالمون تو مناطق…

ادامه مطلب …

بوشهر 84

صياد با صد بهانه ما را نگرفت با اين همه دام و دانه ما را نگرفت اين دور فلک چگونه دوري است که هيچ حتي به غلط نشان ما را نگرفت شايد تا سال ديگه! نتونم به روز کنم. مگر اين که روستاهاي کشور هم تا الان به اينترنت وصل شده باشن. امسال براي مسافرت جهادي عازم بوشهريم. به نيابت از همه ي دوستان بيل خواهيم زد! التماس دعا يا علي

ادامه مطلب …

داشتیم آقای فرمانده سپاه پاوه ؟

مسافرت جهادي فراموش شدني نيست. آدم‌ها شايد بعد از چند سال اسمشون هم تو مسافرت نياد. اما خود مسافرت تمومي نداره. آدم‌ها رفتني نيستن، موندني هم نيستن؛ اگه به درجه‌ي «کرکس پير» بودن هم برسن، باز مي‌رسه روزي که کسي رو پيدا کنن که نتونن ازش اجازه بگيرن و … مسافرت جهادي فراموش شدني نيست. دليلش هم آدم‌ها نيستن. شايد بعد از چند سال يادمون بره که تو کدوم مسافرت کيا بودن. يا فراموش کنيم…

ادامه مطلب …

قسمتی از ناگفته ها …

سلام. سلام. سلام باز قسمت شد بتونم آپديت کنم. هرچند دير به دير. شکر. عيد رفته بوديم بم. به قول بعضي ها يا شايد خيلي‌ها شهر غم. خيلي چيزها ديديم که حتما قبلا از صدا و سيما و از طريق خبرگزاري شايعات شنيديد. اما چيزهايي هم بود که مطمئنم نشنيديد و شايد هم نبايد شنيد. پس من مي‌نويسم تا بخونيد. وارد بم که شديم حسابي جاخوردم. چيزي از شهري که سال گذشته ديده‌بودم نمونده بود…

ادامه مطلب …

مسافرت جهادی

دل گرفته بود عقل از کار افتاده بود زبان مونده بود اين وسط که چي بگه قلم از همه مبهوت تر من … من رفتم. اومدم. اما هنوز هم دلم گرفته، عقلم کار نمي کنه، زبونم بند اومده. قلمم اما راه خودشو پيدا کرده. اين وسط تنها کسي که سر حرفش وايساده و کوتاه هم نمياد عشقه. از عشق زياد مي گن. هر کس به مقتضاي فهمش و درکش. اما من از يه چيز ديگه…

ادامه مطلب …

یاد مسافرت جهادی به خیر

اي كه هر دم از علي دم مي زني بر يتيمان علي سر مي زني؟ بـر يـتـيـمـان عــــلـي پـرداخـتن بهتر از هفتاد مسجد ساختن اي برادر! هيچ با خود فكر كرده اي كه چرا فقر وجود دارد ؟ چرا عده اي بايد شبها با غم گرسنگي سر به بالين بگذارند و آرزو كنند كه اي كاش نبودم و رنج و گرسنگي خانواده ام را نمي ديدم ؟ … و عده اي از درد ثروت خوابشان…

ادامه مطلب …