• بسم الله الرحمن الرحیم

غیرت

والله ان قطعتموا يميني اني احامي ابدا عن ديني عباس يعني غيرت. يعني غيرت ديني. يعني همه زندگي اگر برود مي ارزد به حفظ دين. مي ارزد به تبعيت از امام و راهبر. اين روزها كه دين داشتن سخت است و عجيب، عباس بايد الگوي من باشد. دين دار اگر بخواهي باشي – كه بايد باشي – بايد بداني پشت سر چه كسي ايستاده اي. بايد پشت سر كسي باشي كه ارزش ش را داشته باشد…

ادامه مطلب …

مرور

– سه گروه شهيد شدند: يك گروه لايق شهادت شدند؛ يك گروه عاشق شهادت شدند؛ يك گروه هم اگر مي ماندند ممكن بود جهنمي شوند كه خدا لطف كرد و … – دو توصيه: گناه نكنيم؛ خيال نكنيم خوبي ها مال ماست. – براي خوب بودن لازم نيست زياد دنبال خوبي برويم، بيشتر بايد دنبال بدي نرويم. – آدم ها دو گروهند: يك گروه مي خواهند دروغ بگويند، سخت شان است؛ يك گروه هم اگر…

ادامه مطلب …

مردی که حساب بلد نبود

مي‌شد تشنه از سر شط بلند نشود. وقتي گفتند آب بياور، مي‌شد سياهي‌هايي كه دو سوي نهر، پشت درخت‌ها بودند بشمارد و حساب كند كه نمي‌شود. شب پيش كه فاميل‌هايش در سپاه يزيد، پنهاني امان نامه آوردند، مي‌شد كمي فكر كند قبل از اينكه سرشان داد بزند: «مي گوييد من در امانم، پسر فاطمه در امان نيست؟». زيرك و شجاع بود و هواي همه‌چيز را داشت. پرچم را براي همين داده‌بودند دستش. مي‌شد به او…

ادامه مطلب …

روز اسلام

مسلمان بايد آگاه باشد. بايد حق و باطل را از هم تفكيك كند. نبايد از چيزي كه نسبت به آن علم ندارد پيروي كند. اگر قرار است نسبت به چيزي عناد و دشمني هم داشته باشد، بايد با علم به عناد برسد. بايد بگردد و تحقيق كند و وقتي تكليف و وظيفه‌اش را فهميد، با قدرت و شجاعت، توكل كند و به تكليفش عمل كند. مسلمان بايد با بي تفاوتي غريبه باشد و با «…

ادامه مطلب …

دریاب

گاهي با اينكه با سرعت از كنار هم مي‌گذريم، ناخواسته، لحظه‌اي نگاه‌مان به هم تلاقي مي‌كند و چشم‌هايمان به هم گره مي خورد. شايد به سرعت، مسير نگاه‌مان را تغيير دهيم شايد هم بي تفاوت به نگاه كوتاه‌مان، مدتي همان مسير را ادامه دهيم. در هر صورت كمي از سرعت مان كاسته خواهد شد و مي‌فهميم تنها نيستيم. كاش فقط گاهي نگاه‌مان با بعضي زمان‌ها و روزها و ماه ها هم گره مي خورد …

ادامه مطلب …

کبوتر حرم

اي كبوتر كه نشستي روي گنبد طلا هركجا پر مي‌كشي تو حرم امام رضا من كبوتر بقيعم، با تو خيلي فرق دارم جاي گنبد سرمو به روي خاك‌ها مي‌ذارم خونه‌ي قشنگ تو كجا و اين خونه كجا؟ گنبد طلا كجا قبراي ويرونه كجا؟ اونجا هركي مي‌پره طائر افلاكي مي‌شه تو بقيع بال و پر كبوترا خاكي مي‌شه اونجا خادما با زائر آقا مهربونند اينجا زائرا رو از كنار قبرا مي رونند تو كه هر شب…

ادامه مطلب …

نو روز

قديم‌تر، بچه كه بوديم؛ كوچه خلوت بود. خيلي زمين‌ها هنوز ساخته نشده‌بود و اطراف، خاكي بود. با اين حال، باغچه ها پر رونق بود. بهار كه نزديك مي‌شد، انواع گل هاي رنگي بود كه كوچه را معطر مي كرد. بيشتر از همه هم تصوير بنفشه‌ها در خاطرم مانده. امروز اما، كوچه پر است از خانه‌هاي رنگارنگ و آدم‌هاي زرنگ! بهار هم رسيده و بساطش را پهن كرده، ولي خبري از گل‌هايي كه جلوي خانه‌ها ظاهر…

ادامه مطلب …