• بسم الله الرحمن الرحیم

انتظارات

این نزدیک به یک ماهی که باقی مانده تا آن اتفاق، هفته ها و روزهای سختی دارد. این روزها وقت نداشتن بلای جان کارهایم شده است. مخصوصا با این فشار کاری جابجایی اتاق پرورشی که ذاتاً اتفاق مبارکی است، اما روندی دردناک و سخت دارد. گاهی می مانم از این همه انتظاری که از من هست و من اولین و مهمترین شرط پاسخگویی اش را ندارم؛ « وقت » امیدوارم راه هایی که گه گاه…

ادامه مطلب …

کجا داری میری ؟

تعارف که با هم نداریم؛ بدترین چیزی که امسال آزارم داد، تنبلی رفقا بود. تنبلی و بی مسؤولیتی که ریشه اش همان تنبلی بود. فکر می کنی حالا چند بار تونستی اجازه ی رسمی بگیری که کلاس نری و بری خونه یا بری بوفه وقت بگذرونی، چی گیرت اومد؟ یا با کلی التماس و گاهی دوز و کلک، چند ساعتی بیشتر از بقیه لگد زدی به توپ، تو زندگی چند تا گل جلو افتادی؟ قبول…

ادامه مطلب …

ما و کدخدا و فرفره و …

ما فرفره نداشتیم. بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند. مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد. ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای بابابزرگ. گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید!» از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود در دهکده ما می‌پیچید.  خبر که به گوش کدخدا رسید، داغ کرد. گفت: «بیخود کرده‌اند….

ادامه مطلب …

قطعات گمشده

نزدیک شدن به دهه ی مبارک فجر، صحبت از انقلاب را در مدرسه پر رنگ می کند. اما مشکلی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم این است که بچه ها از نظر تاریخی فاصله ای با روزهای انقلاب گرفته اند و مثل نسل قبل حتی از جوانانی که انقلاب را مستقیم دیده اند هم کسب اطلاعات نمی کنند. اما این مشکل خیلی جدی نیست، مشکل جدی تر این است که انقلاب ما…

ادامه مطلب …

مدرسه ی بابام

مدرسه ی ما فضایی عمومی است که تمام دانش آموزانش برای حضور و تحصیل در آن، شهریه پرداخت می کنند. اما با پرداخت شهریه، کسی مالک مدرسه یا حتی وسایلش نمی شود، حتی مستأجر مدرسه هم نمی شود که بخواهد خود را در استفاده آزاد بداند. هر کس به اندازه ی خودش و طبق نظم و مقررات مدرسه می تواند به مدت محدود و امکانات مشخص شده را در اختیار داشته باشد. خودمانی تر بگویم،…

ادامه مطلب …

ادب، آداب دارد

وقتی می روی خرید یا رستوران، چیزی می خری و در ازای خریدی که می کنی پولش را هم حساب می کنی؛ اگر آخرش که می خواهی بروی، یک « دست شما درد نکنه » یا « خیلی ممنون » خرج کنی، تومنی دو زار می آید روی شخصیت تو. مگر کسی گفته هر جا پول می دهی، نباید مؤدب بودنت را خرج کنی؟ ادب از آن دارایی هایی است که خرج کردنش کلی سود…

ادامه مطلب …

پیش نیاز بصیرت

رسم روزگار این است که هر چه ارزش دارد و مشهور می شود، خیلی ها سعی می کنند آن را مال خود کنند. گاهی آن را می دزدند یا از روی حسادت یا کینه تغییرش می دهند که به درد کسی نخورد. در سبک زندگی اسلامی هم کلید واژه هایی هست که برای وارد شدن به وادی سیاست اسلامی بسیار با ارزش است. برای همین هر از گاهی بعضی سعی می کندد این مفاهیم را…

ادامه مطلب …

گزینه های روی میز

… در نتیجه اگر از آنهایی هستید که: هنوز «Yahoo»، «Hotmail»، «Outlook»، «AOL Mail» و «Gmail» را به «میهن‌میل»، «میل‌دیتا»، «چاپار»، «وطن‌میل»، «صبا‌میل» و دیگر سرویس‌دهنده‌های ایمیلِ ایرانی ترجیح می‌دهید؛ «کلوب»، «افسران»، «فیس‌نما»، «هم‌میهن» و ده‌ها شبکه اجتماعی ایرانیِ دیگر را گذاشته‌اید و در «Facebook»، «orkut» یا «Google plus»، پلاس شده‌اید؛ «Yahoo Messenger»، «Google talk»، «PalTalk»، «Skype»، «Google Voice» و «iChat» را برای چت و مکالمه اینترنتی، مطمئن تر از نمونه‌های داخلی می‌دانید؛ به «Blogger»…

ادامه مطلب …

هَستَویجات

اگر این مسائل را عمیق تر از شایعات و خبرهای رایج و به عنوان یک مسئله ی تاریخی و قضیه ی فلسفی نگاه کنی، واضح است که اختلاف موجود، ربطی به مسأله هسته ای ندارد. ربطی به حقوق بشر ندارد، ربطی به تروریسم ندارد. مشکل گفتگو این نیست که تا به حال پشت یک میز نبوده ایم که حرف مان را بزنیم. مشکل این است که اصلا حرفی نمانده که بزنیم. حرف ها بارها گفته…

ادامه مطلب …

خیابان ما

اگر می فهمیدیم که خیابان برای این است که همه مان به مقصد برسیم، برای یک ماشین جلوتر افتادن، جلوی هم نمی پیچیدیم و راه همدیگر را سد نمی کردیم. عجیب است که بعضی مان خیابان را برای خودمان می خواهیم و از اینکه دیگران مزاحم رسیدن مان هستند حسابی دلخوریم. اما بعضی دیگر که در خیابان همگانی رانندگی می کنند، علاوه بر این که خودشان به مقصد می رسند، به دیگران هم راه می…

ادامه مطلب …