• بسم الله الرحمن الرحیم

شُکر


هميشه دوست داشتم توي كولاك بمونم. سرما، ديد محدود و اميد …

9 Comments:

  1. سلام
    “و اميد …”؛ اشاره جالبيه.
    هميشه بايد به رحمت خدا اميدوار بود و اگه خدا رو با اميد بهش داشته باشي؛ گير افتادن تو كولاك هم هيچ ترسي نداره و البته خدا هم ما رو يه چنين وقتايي امتحان مي كنه.
    در پناه حق

  2. به قول خودتون:دوست داريييين

  3. ياد شعر اخوان افتادم، ئلي اون در نهايت نا اميدي بود:
    نگه جز پيش پا را ديد نتواند
    وگر دست محبت سوي کس ياري
    به اکراه آورد دست از بغل بيرون
    که سرما سخت سوزان است …

  4. سلام
    من همچین آرزوی نداشتم اما توی زمستان امسال همچین توفیقی ! نصیبم شد . حدود 18 ساعت توی برف گیر کردم . باز هم خوبه اتوبوس بخاریش درست و حسابی کار می کرد !!!!!!!!!!
    به امید آسمان آبی فردا …

  5. محمدحسين زززززززز

    به اميد او

  6. اصلش یه چیز دیگه بود…نه؟!

  7. اميد داريم،‌ ما به شما،‌ شما به ما، همه به خدا.
    دلشدگان رو هم جديد كرديم و كماكان منتظر اصلاحات شماييم….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *