• بسم الله الرحمن الرحیم

سلمان ؛ دور از دهلاویه …

گاهي فکر مي‌کنم فهميده‌ام که چمران مرد بزرگي است. خيلي زياد. اما هميشه اتفاقي هست که به من مي‌فهماند چمران شناختني نيست.
يعني ما بلد نيستيم او را بشناسيم.
چمران کودکي است مهربان؛
چمران مردي است دانشمند؛
دانشمندي است مسلمان
و مسلماني است متخصص؛
چمران معلمي است دلسوز.
معلمي است دلسوز و معلمي است دلسوز …
معلم با درس دادن معلم نمي‌شود. معلم بايد با شاگردانش زندگي کند. معلم کسي است که آنچه را شاگردان به آن مشرف نيستند ببيند و راه ها و امکان ها را نشانشان دهد.
و من جز چمران معلمان معدودي مي شناسم.
چمران معلمي است دلسوز و متفکري است بي‌نظير. بي‌نظير در جنگ و صلح. بي‌نظير در صلح.
گاهي فکر مي‌کنم چمران و منطق بيگانه‌اند. اما منطق چمران والاتر از منطق است.
و چمران را مي‌يابيم آنگاه که دنبال الگويي هستيم. و او را مي‌يابيم؟!
او تفسير عشق بود و غوطه‌ور در زلال عاشقي. و هست.
و گاهي قياس ممکن نيست. چمران را بايد با چمران قياس کرد تا به بيراهه نرفت …
تا به حال اينجا عکسي نبوده. خواستم آغاز تصاوير اينجا تصوير يک مرد باشد. مردي با کودکانش. با سربازانش. با دوستانش ...

یک کامنت:

  1. هوالعلیم سلام ای دوست بسیار زیبا بود قدم در راه زیبایی نهادهای انشا،ا… در این راه پیروز باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *