• بسم الله الرحمن الرحیم

داشتیم آقای فرمانده سپاه پاوه ؟

مسافرت جهادي فراموش شدني نيست. آدم‌ها شايد بعد از چند سال اسمشون هم تو مسافرت نياد. اما خود مسافرت تمومي نداره. آدم‌ها رفتني نيستن، موندني هم نيستن؛ اگه به درجه‌ي «کرکس پير» بودن هم برسن، باز مي‌رسه روزي که کسي رو پيدا کنن که نتونن ازش اجازه بگيرن و …
مسافرت جهادي فراموش شدني نيست. دليلش هم آدم‌ها نيستن. شايد بعد از چند سال يادمون بره که تو کدوم مسافرت کيا بودن. يا فراموش کنيم شعرهايي رو که پشت نيسان‌هاي کميته مي‌خونديم چه کيفي داشت. اما هيچ‌وقت خونه‌اي رو که سه تا زن بيوه و پنج تا بچه‌ي قد و نيم‌قدشون، با بزهاشون قسمت کرده‌بودن يادمون نمي‌ره. يا خوشحالي پيرمرد نابينايي که چشم دوخته بود به صداي وانت کميته امداد …
جهادي لذتش به سختي و سنگ صبور بودنشه. چه حرف از بي‌آبي زهک باشه؛ چه گرماي طاقت‌فرساي بوشهر؛ چه بادهاي چادرافکن بم.
اما همين جهادي اگه نخواد همنشين يه نفر بشه؛ درد بي‌دوا مقابلش رفيق شفيق مي‌شه.
حتي اگه اون يه نفر کرکس پير باشه؛ چه برسه به اينکه کرکس پير هم نباشه! سلمان باشه…
هرچه از دوست رسد نيکوست. حتي اگر نرسد! با حاجي از اين حرفا نداشتيم.
دلم گرفته بود. به دل نگيريد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *