• بسم الله الرحمن الرحیم

به هر حال سفر باید …

هرجا مي‌ري که نه، خيلي از جاهايي که مي‌ري مردم از زلزله صحبت مي‌کنن. خب حق هم دارن. شوخي که نيست، صحبت مرگ و زندگيه.
فعلا اينو داشته باشيد!
به‌ش گفته‌بودن سرطان داره. خيلي ناراحت بود. خوب حق هم داره. شوخي که نيست، صحبت مرگ و زندگيه.
اين هم معادله دوم. حالا نتيجه‌گيري
شايد باشن کسايي که ترجيح مي‌دن اگه قراره بميرن از سرطان بميرن که تقريبا معلومه که کي گلوي آدمو فشار ميده و با قلدري، تمام نفسي رو که مي‌خواد بياد بالا توقيف مي‌کنه. تو قيف نه‌ها، توقيف!
درسته که اون هم وقتش معلوم نيست و دست خداست. اما بالاخره معلوماتش بيشتر از مجهولاتشه. مي‌دوني رفتني هستي. مثل همه که رفتنين. اما مي‌دوني که رفتنت نزديکه. بر خلاف بقيه که تا از خواب بيدار بشن وقت رفتنشونه. شايد هم از خواب بيدار نشن و برن. به هر حال …
خوبيش اينه که چون مي‌دوني زودتر آماده مي‌شي. کارهات رو راس و ريس مي‌کني. ساکاتاتو مي‌بندي. يک ماه زودتر که هنوز نمايندگي‌هاي فروش بليط شلوغ‌نشدن بليط تهيه مي‌کني … (تو(): البته همه مي‌دونن که مرگ خيلي ساده‌تر و بي دردسرتر از اين حرف‌هاست) وقتش هم که رسيد مي‌ري به‌سلامت ان‌شاءالله.
اما چي بگم از زلزله. حضرت زلزله معلوم نمي‌کنه که اصلا قصد ورود و جلوس به کلبه‌ي محقر ما رو داره يا نه. يا اينکه اگه بياد درست و حسابي مياد يا فقط سلام‌عليک مي‌کنه و رفع‌زحمت!
اصلا چي‌شد بحث رسيد به اينجا همش تقصير اين آقا صالح بود. نمي‌دونم چي‌ديده از اين‌جا که اين‌همه پايه‌شده!
حالا از اين‌ها هم اگر بگذريم؛ شما‌چي؟ شما دوست داريد با زلزله زحمتو کم کنيد يا با سرطان و يا اصلا ترجيح مي‌ديد …
التماس دعا داريم حاج آقا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *