• بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه ریزی در آموزش

« … از مطالعاتي که روانشناسان درباره نيازهاي کودکان و نوجوانان انجام داده اند، چنين برمي آيد که همه ي آنان علاوه بر نيازهاي فيزيولوژيکي و ايمني، در گروهي از نيازهاي عاطفي، اجتماعي و عقلاني مشترک هستند و وظيفه ي برنامه ريزان است که آن ها را در طراحي برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي و پرورشي مورد توجه قرار دهند. اين نياز ها به نظر مازلو و ديگر روانشناسان از اين قرار هستند: احترام داشتن و محترم شمردن، دوست داشتن و تعلق داشتن، ايمان و اعتماد به مردم، داشتن آزادي انتخاب، خويشتن شناسي و پذيرفتن مسؤوليت و سرانجام نياز به دانستن، فهميدن و خلاقيت. … »

« … تحقيقات نشان مي دهند که اکثر کودکاني که باور کرده بودند از نظر ذهني عقب افتاده هستند و يا به کندي ياد مي گيرند، زماني که مورد توجه قرار گرفتند و براي انجام دادن تکاليف تشويق شدند و فرصت هاي تربيتي بيشتري براي آنان فراهم شد، علاوه بر اين که توانايي انجام دادن تکاليف مدرسه در حد متوسط را از خود نشان دادند، بلکه مي توانستند کارهاي بيشتر از آن را هم انجام دهند. اين قبيل کودکان با راهنمايي افراد متخصص، با فراهم آوردن فرصت هاي يادگيري و محيط تربيتي غني و با به کار بردن روش هاي تدريس بهتر و مؤثرتر توانستند خود را از قيد تصورات نادرستي که نسبت به خود داشتند آزاد کنند و نه تنها خود را توانا و موفق براي ادامه تحصيل يافتند، حتي از نظر معلوماتي که کسب کرده بودند داوطلب ورود به دانشگاه ها شدند. … »

« … مطالعاتي که ميان روابط آموزش و پرورش و درآمدها و نابرابري هايي که در خانواده ها و درنتيجه، در مدارس به وجود مي آيند انجام گرفته است نشان مي دهند که هر قدر سطح درآمد بالا مي رود، نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي نيز بالاتر مي رود. يعني سطح تحصيلات کودکان و جوانان با درآمد خانواده ي آنان رابطه ي مستقيمي دارد. … »

ببخشيد که مقدمه کمي طولاني بود. اين ها چند خط از کتاب « برنامه ريزي آموزشي و درسي » بود که تا چند ساعت ديگه بايد امتحان بدم. جالبه که اين عناوين زيبا تا حد زيادي کپي برداري از کتاب هاي خارجيه و بچه هاي ما تو خيلي موارد جور ديگه اي زندگي مي کنن. مثلا تو همين قسمت اول؛ روانشناسان کلي زحمت کشيدن اما به اين نتيجه نرسيدن که دين و اعتقاد هم مي تونه تو زندگي فرد نياز باشه و بايد براش برنامه ريزي کنيم. چون اونا به دين مثل ما نگاه نمي کنن. دو بند بعدي هم که فکر مي کنم آشنا باشه. منو که ياد فعاليت هاي پرورشي قديم و نسل جديد و زحمت ها و تغييرات سيستم و … ميندازه. ( برداشت سياسي نشه لطفا )

البته مطالب کتاب به طور کلي خيلي مفيده و بنده تو نقل قول يه کمي خبرنگاري عمل کردم!

یک کامنت:

  1. سلام.
    «هر قدر سطح درآمد بالا مي رود، نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي نيز بالاتر مي رود»
    البته من هر چه فکر مي کنم مي بينم برعکس اين جمله را بيشتر قبول دارم…
    يا حق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *